تبليغاتX
دیگه چه خبر...
سلام.حتما تا حالا فهمیدید که تابستان داره میاد و آخر ترم نزدیکه.اما مثل اینکه هنوز دانشگاه به این نکته پی نبرده. آخه هنوز به این نتیجه نرسیدن که باید کم کم برای قابل تحمل  شدن جو گرم کلاسها ( البته منظورم خدای نکرده داغ کردن بچهها بدلیل  پیچوندن مطالب درسی توسط استادا نیستها!)از کولر استفاده کرد.شایدم دکتر در فکر بودجه ی جدیده تا کولرهارو راه اندازی بکنه؟

البته طبق اطلاعات رسیده از ترم تابستانی سال قبل نمیشه خیلی برای تابستون روی کولرها حساب کرد . حتما الان میگید چون ازش استفاده نمیشه . ولی اشتباه میکنید.بلاخره در اواسط تیر دانشگاه کولرهاشو روشن میکنه اما بدلیل کیفیت بالای کولرها تنها چیزی که ازشون میشه انتظار داشت تولید مقدار زیادی آلودگی صوتیه که گوش کردن به درس استادارو در ترم زیبای تابستان دلپذیرتر میکنه!

راستی یه مطلب بی ربط هم بگم و برم.یه مدتیه که یسری گوسفند برای صرف غذا میان اطراف دانشگاه ما و بشدت به جاذبههای توریستی دانشگاه اضافه کردن(از نظر بو و ... ) ! اگه یادتون باشه قبلا هم یه سگ باحال جهت ادامه تحصیل اومده بود که متاسفانه چون کنکور شرکت نکرده بود موفق نشد ! (خدا آخر عاقبت مارو تو این دانشگاه به خیر کنه).      

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 0:10 توسط دانشجو |

۱ـ هفته معلم امسال تو دانشگاه ما خیلی مختصر ومفید برگذار شد(حتما دکتر میترسیده این آخر ترمی دچار کمبود بودجه بشه!)به همه ی اساتید یه شاخه گل دادن به علاوه ی یه کارت تبریک.البته برای تزیین کلاسها هم از گل استفاده کرده بودن.

۲ـ حتما تا حالا به این نکته پی بردین که آخر ترم نزدیکه.پیش لرزش هم که رسید.ای بابا برگه ی نظر خواهی رو میگم دیگه! معلوم نیست این کاغذ باطله ها به چه درد دانشگاه میخوره؟ 

۳ـ مژده مژده بلاخره تکلیف این دانشگاه جدید هم مشخص شد قراره این یکی برای صنایع و مکانیک باشه.فعلن هم دارن با سرعت زیاد میسازنش تا برای ثبت نام جدید بتونن ازش استفاده کنن. 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 23:24 توسط سها |

سلام. رفتید نمایشگاه کتاب؟ خوش گذشت؟ مطمئنم اگه با دانشگاه رفته باشید جوابتون منفی خواهد بود ( البته با این فرض که هیچ نسبتی با لوک خوش شانس نداشته باشید):

قبل از اینکه شروع کنم به غرغر کردن باید متذکر بشم که اردوهایی که از طرف امور دانشجویی یا تربیت بدنی انجام شده تا حالا خیلی خوب بوده و غیر مشکل تاخیر زمانی (اونم خیلی کم)مشکلی نداشتن.که واقعن برای دانشگاه ما خیلی خوبه.ولی این بار که کار با مرکز پژوهش بود قضیه برعکس شد.یعنی علاوه بر تاخیر زمانی زیاد چه زمان رفت و چه برگشت یکی از ماشینهاشونم دچار مشکل فنی حاد میشه و وسط راه حدود دوساعت بروبچ و تو هوای گرم با امکانات رفاهی وسیع (!) معطل میکنن.نکته با حال این قضیه اینجاست که مسئولی که مثلا باید میموند و تکلیف بقیه رو روشن میکرد خیلی راحت با ماشین دیگه میره و فقط به چند تا تماس تلفنی (از نوع همراه) بسنده میکنه!خلاصه اینکه راه دوساعته در چهار ساعت طی میشه که رکورد واقعا جالبیه.به نظر شما این طور نیست؟ 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 22:30 توسط دانشجو |

در حاشیه ی امروز شامل دوبخشه:

۱ـ طی این هفته ی اخیر گزارشهای غیر رسمی داشتیم در مورد یه سری دزدی!که بیشترشون در دشستشویی خواهران صورت گرفته.اغلام دزدی هم عبارتند از انواع لوازم آرایش و کیف پول.البته طرف اینقدر معرفت داشته که کارتهای داخل کیف رو بزاره سر جاش.بعضی اعتقاد دارن که کار کاره ورودیهای جدیده(البته این فقط یه نقل قوله).به هر حال در این روزها مراقب کیفهاتون باشید و پولهاتونو یه جا نگه ندارید.

۲ـ این قسمت از طرف یه سری از دوستان پیشنهاد شده(شیفازا)که ازشون بسیار ممنونیم:

تقریبا از هفته ی پیش با وارد شدن چند نفر جدید به گروه انتظامات خواهران در راستای هدف مبارزه با ورود غیر قانونی مانتوهای کوتاه دردسرهای زیادی برای بچهها بوجود آمد . به خیلیها گیر داده شد که مانتوهاشون بد نبود . تازه به این هم بسنده نکردن.یه آینه گزاشتن دم در و مجبور میکنن تا آرایشهارو هر قدر هم کم پاک کنن.حالا کاش اینا اثر داشت.چون هنوزم ما شاهد مانتوهای بسیار کوتاهی هستیم که معلوم نیست چه جوری وارد شدن؟قضیه ی آرایش هم که مشخصه ...

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 22:46 توسط دانشجو |

سلام دوستان.بلاخره رسید(چی؟یعنی نمیدونید؟نمایشگاه کتاب دیگه!).اما هفته ی قبل دانشگاه یه اعلامیه ی جدیدی از خودش دروکرد (ببخشید صادر کرد) .بر طبق این اعلام جدید قراره پسرهارو یکشنبه ببرن و روز دوشنبه هم باشه برای دخترها. حالا حکمت این تغییر ناگهانی تصمیم چیه ما که نمیدونیم.اگه فهمیدید به ما هم بگید.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 22:18 توسط دانشجو |

حتما میدونید نمایشگاه کتاب امسال قراره از تاریخ ۱۳/۲ تا ۲۳/۲ در محل دائمی نمایشگاههای تهران برگزار بشه.دانشگاه هم قراره در روزهای یکشتبه ۱۷/۲ و دوشنبه ۱۸/۲ ببره برای نمایشگاه کتاب.محل ثبت نامش هم طبقه سوم صنایع دفتر انجمن علمی مدیریته.هزینه ی ثبت نام هم هزار تومنه(جالب اینجاست که باید مثل بچه ابتدایها رضایت نامه داشته باشیم!).البته ممکنه دفتر بسیج هم یک روز دیگه رو انتخاب کنه و ببره(پارسال که اینکارو کرد).

راستی امور دانشجویی یه اعلامیه زده روی بردش ولیست همه ی اردوهارو به همراه کلیه ی اطلاعاتش (ساعت وروز حرکت ـ هزینه و...) نوشته.

خوب برای امروز بسه دیگه.امیدواریم آخر هفته ی خوبی داشته باشین.فعلا...

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 12:25 توسط دانشجو |

سلام.چند روز پیش که رفته بودم تو سایت دانشگاه این آگهی عجیب رو دیدم:

بدينوسيله از كليه آقايان داراي مدرك تحصيلي فوق ديپلم كامپيوتر _ گرايش نرم افزار كه داراي تجربه كافي و تسلط در يكي يا همه موارد زير در راستاي طراحي سايتهاي وب مي باشند دعوت مي گردد در صورت تمايل به همكاري مشخصات و تجارب و توانايي هاي خويش را حداكثر تا تاريخ 31/1/85 به آدرس پست الكترونيك زير ارسال نمايند .

ICT@Qazviniau.ac.ir

 

زمينه هاي مورد نظر :

o        تسلط بر گرافيك كامپيوتري و ابزارهاي مربوطه

o        تسلط بر طراحي سايت هاي وب پويا ، ASP ، ASP.Net  و پايگاه داده.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:55 توسط دانشجو |

سلام.حتما میدونید گزارش هفتگی یعنی چی؟ای بابا معلوم دیگه یعنی طرف کم کاری کرده و داره مطلب و دور میزنه!                         

اما گزارش هفتگی ما:                                                                                                             

۱_ ازدواج دانشجویی (چرا اینجوری نگاه میکنی گفتم که گزارش هفتگی ):

چون میخوام بپیچونم خیلی مختصر و مفید میگم.جشن خوبی بود فقط یه اشکال بزرگ داشت اونم عدم تناسب گروه موسیقی انتخابی با فضای جشن بود. آخه آهنگ سنتی رو چه به جشن عروسی؟ (البته من خودم یکی از طرفدارهای این نوع موسیقی هستم ولی هر چیزی جایی داره! ) راستی دکتر دوتا جوک با مزه هم گفت ( البته از نظر مجری محترم) که یکیشو براتون میگم (ببخشید مینویسم) :

از یکی میپرسن زن ذلیلی چیه؟ میگه:همونیه که تو بالا شهر بهش میگن تفاهم! ( بعد هم دکتر اضافه کرد که هممون تفاهم و داریم).

۲_اردوی مشهد:

بلاخره زمان اعزام اردوی مشهد خواهران هم رسید یعنی همین پنج شنبه قبل ( آخیش داره کم کم داره تموم میشه )   در روز اعزام حدود چهل نفر انصراف دادن که بلافاصله جایگزین   شدن. البته یه بنده خدایی که تا آخرین لحظه برای گرفتن بلیطش اقدام نکرده بود به خاطر فرایند جایگزینی از رفتن به اردو محروم شد(اندر مضرات دقیقه نود بودن!).

۳ـ اردوهای دانشجویی بهار 85 :

امور دانشجویی میخواد اردوهای یک و دو روزه برگزار بکنه. فعلا اطلاعات دقیقی از اردوی دو روزه در دست نیست. ولی اردوی یک روزه به غار علیصدر است که هفته بعده و مهلت ثبت نامشم تا چهار شنبه است. البته قابل ذکره که این اردو فقط برای خواهران است.

۴ـ کیک زرد:                                                                                           پنج شنبه ی هفته قبل دانشگاه جشنی به افتخار پیوستن ایران به باشگاه هسته ای برگزار کرد

محل برگزاری این جشن در ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه بود.در اقدامی نمادین کیک زرد ۲۰۰ کیلویی بین دانشجویان توزیع شد.

خوب اینم از گزارش ما. امیدوارم هفته ی خوبی داشته باشید. تا بعد.

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 0:51 توسط دانشجو |