
و اما غرغر
نمیدونید اونجا چه قدر شلوغ و به هم ریخته بود . مخصوصا روز اول که زمینهای مسابقات هم هنوز آماده نبود ـ کارتهای اعضای گروهها هنوز صادر نشده بود ـ بیشتر گروهها هنوز درست درمون ثبت نام نکرده بودن ـ وسایلها رو نمیذاشتن ببریم تو چون باید کد اموال میخورد و ثبت میشد ـ تکلیف افرادی که باید به مسئولین اجرایی کمک میکردن هنوز مشخص نشده بود و .....
خلاصه اوضاع جوری بود که به قول قدیمیها شتر با بارش اونجا گم میشد . اما باز روزهای بعد با همکاری بروبچ اوضاع قدری بهتر شد .
از مسابقات و نظمش و ... هم اگه چیزی نگم بهتره . اختتامیه هم که دیگه اصلا حرفشو نزن !!!!!! ولی در این بین یه نکته ی جالب بود که حیفم اومد براتون نگم . دکتر از این فرصت مناسب بهترین استفاده رو جهت کسب درآمد برای دانشگاه کرد . یه تعداد خودکار و لیوان و ... با آرم مسابقات روبوکاپ تهیه کرده بود و با قیمتهای نه چندان مناسب تا اخرین دونه فروخت
. البته این خبر موجب خوشحالیه چون احتمال تکرار اتفاق پارسال رو کاهش میده ( ای بابا منظورم کمبود بودجه ای بود که پارسال گریبان گیر سلف شد !!!! اگه یادتون باشه اواخر ترم بهمن پارسال سلف دیگه برای پخت غذا گوشت نداشت
!!!!! ) .
خلاصه .... اخبار و غرغر در این رابطه زیاده و جا کم . پس به همین مختصر قناعت میکنم به قول شاعر
پس سخن کوتاه باید والسلام